السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
202
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
مىبينيم كه على عليه السلام از ديگر پيامبران برتر است تا چه رسد به ديگران ؛ پس ولايت عظمى و خلافت و جانشينى بعد از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم براى آنحضرت ثابت است نه براى ديگر مدّعيان ، زيرا استعدادها و قابليتها همگى در آن حضرت جمع شده ، نه در ديگران و بعد از پيامبر ، او امام است نه ديگران . 8 - على عليه السلام بعد از پيامبر برترين خلايق است شيخ شهابالدّين قسطلانى در كتاب « المواهب اللدنيّه » گويد : « 1 » دارندهى عقل سالم و آراسته به صفات كامله - كه خداوند مرا و او را به راهيابى به راه راست موفّق دارد بايد بداند كه چون اراده خداوند متعال به آفرينش موجودات و تعيين رزق و روزى آنان تعلّق گرفت ، حقيقت محمّديّه را از انوار صمديه در مقام احديّت آشكار كرد . آنگاه همهى عوالم بالا و پايين را به صورتى حكيمانه به همانگونه كه در اراده و علم پيشين او گذشته بود از آن بيرون كشيد . سپس او را از پيامبرش آگاه ساخت و به رسالتش بشارت داد . در آن هنگام آدم عليه السلام جز به همانگونه كه خود فرموده - يعنى بين روح و بدن - چيز ديگرى نبود . آنگاه چشمههاى ارواح از او سرازير شد . در بين آفريدگان جهان بالا - در حالى كه در چهرهى اين جهانى به نظرى مىرسيد - آشكار شد . لذا براى آنان چشمهسارى شيرين و گوارا بود . از اين جهت ، آن حضرت عالىنسب به همهى اجناس و منشأ خلقت همهى موجودات و انسانها به حساب مىآيد . وقتى كه زمان به اسم « الباطن » در حق آن حضرت ، به وجود جسمانى و رابطهداشتن روح با جسم شريفش ، منتهى شد ، حكم زمان به اسم « الظاهر » منتقل شد .
--> ( 1 ) . تاجالدّين دهّان در كتاب « كفاية المتطلع » سند روايت شيخ حسن عجيمى براى كتاب « المواهب اللدنيّه » را بدينگونه آورده است : « كتاب المواهب اللدنيّه نوشتهى امام علّامه شهابالدين احمدبن محمّد قسطلانى ابوالخطيب با اسناد عاليه از شيخ مسند علّامه ابراهيمبنمحمّد ميمونى از شيخ شمسالدين محمّدبنشيخ احمد رملى از مؤلّفش علّامه احمدبنمحمّد قسطلانى به صورت اجازه . اين سندى است پيوسته به مصرىها و شافعىها . »